به همین دلیل، اگر مدیر ساختمان در انجام وظایف خود مرتکب اشتباه، کوتاهی یا اقدامی خارج از حدود اختیار خود شود و در نتیجه آن به یکی از مالکان یا ساکنان خسارتی وارد شود، بسته به نوع عمل و شرایط پرونده، ممکن است موضوع از یک اختلاف ساده داخلی فراتر برود و زمینه مطالبه خسارت، عزل مدیر، طرح دعوای حقوقی یا حتی شکایت کیفری را فراهم کند.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد: هر اختلافی با مدیر ساختمان الزاماً به معنی امکان شکایت کیفری نیست. برای مثال، اگر ساکنی از کیفیت نظافت ساختمان ناراضی باشد، این موضوع بهخودیخود جرم محسوب نمیشود. همچنین هر تصمیم اشتباه مدیر نیز لزوماً موجب محکومیت کیفری او نخواهد شد.
در این مقاله بررسی میکنیم:
مدیر ساختمان چه وظایفی دارد؟
چه اشتباهاتی میتواند برای مدیر مسئولیت ایجاد کند؟
آیا مالک میتواند از مدیر ساختمان شکایت کند؟
آیا مستأجر هم میتواند از مدیر شکایت کند؟
سوءاستفاده مالی مدیر چه پیامدهایی دارد؟
آیا دریافت شارژ غیرقانونی قابل شکایت است؟
مدیر در چه شرایطی بابت حادثه ساختمان مسئول میشود؟
آیا انتشار نام بدهکاران ساختمان میتواند مشکل حقوقی ایجاد کند؟
چه زمانی موضوع، حقوقی است و چه زمانی ممکن است جنبه کیفری پیدا کند؟
مدیر چگونه میتواند از ایجاد اختلاف و شکایت جلوگیری کند؟
توجه: این مطلب یک راهنمای عمومی درباره مدیریت ساختمان است و جایگزین مشاوره حقوقی درباره یک پرونده مشخص نیست. تشخیص اینکه یک رفتار مشخص جرم، تخلف یا صرفاً اختلاف حقوقی است، به جزئیات پرونده و ادله موجود بستگی دارد.
بر اساس آییننامه اجرایی قانون تملک آپارتمانها، مدیر یا مدیران مسئول حفظ و اداره ساختمان و اجرای تصمیمات مجمع عمومی هستند. همچنین در آییننامه برای مدیر وظایفی مانند نگهداری اسناد و تصمیمات مجمع، امور مالی، بیمه ساختمان و اعلام هزینههای مشترک پیشبینی شده است.
بنابراین مدیر ساختمان را نباید صرفاً یک فرد داوطلب برای جمعآوری شارژ در نظر گرفت.
مدیر در واقع مسئول اجرای امور جاری ساختمان در چارچوب قانون، تصمیمات مجمع عمومی و مقررات ساختمان است.
از طرف دیگر، مدیر اختیار نامحدود هم ندارد.
این نکته بسیار مهم است.
مدیر ساختمان صاحب ساختمان نیست.
او مالک مشاعات نیست و نمیتواند صرفاً به دلیل مدیر بودن هر تصمیمی را که میخواهد درباره اموال مشترک یا حقوق ساکنان اتخاذ کند.
به همین دلیل یکی از مهمترین اصول مدیریت صحیح ساختمان این است:
اختیار مدیر باید همیشه در چارچوب قانون، مصوبات مجمع عمومی، اساسنامه ساختمان و ضرورتهای اداره ساختمان باشد.
در ادامه مهمترین موارد را بررسی میکنیم.
یکی از حساسترین وظایف مدیر ساختمان، مدیریت امور مالی است.
مدیر معمولاً شارژهای پرداختی مالکان و ساکنان را برای هزینههایی مانند:
آب و برق مشاعات
گاز مشاعات
نظافت
تعمیر آسانسور
تعمیر تأسیسات
نگهداری موتورخانه
هزینههای مربوط به نگهبانی
بیمه ساختمان
تعمیرات ضروری
هزینههای عمومی ساختمان
مصرف میکند.
اما این موضوع به معنی آن نیست که مدیر میتواند بدون ثبت و ارائه مستندات، پول ساختمان را خرج کند.
طبق آییننامه اجرایی، خزانهدار باید دفتر ثبت درآمد و هزینه داشته باشد و اسناد مربوط به هزینهها نیز نگهداری شود تا برای بررسی و تصویب ترازنامه به مجمع عمومی ارائه شود.
بنابراین یکی از اشتباهات جدی مدیر این است که:
رسید هزینهها را نگه ندارد.
فاکتور دریافت نکند.
هزینههای غیرضروری را به حساب ساختمان بگذارد.
پول ساختمان را با حساب شخصی خود مخلوط کند.
درآمدها و هزینهها را ثبت نکند.
از ارائه گزارش مالی خودداری کند.
درباره مقصد پولهای دریافتشده توضیح قابل قبول ارائه ندهد.
اگر اختلاف صرفاً ناشی از بینظمی حسابداری باشد، ممکن است موضوع ابتدا در مجمع عمومی یا از طریق مطالبه حساب و اسناد پیگیری شود.
اما اگر شواهدی از برداشت یا مصرف شخصی وجوه ساختمان، تصاحب اموال یا سوءاستفاده عمدی از وجوه وجود داشته باشد، موضوع میتواند بسیار جدیتر شود و حسب شرایط، بررسی کیفری نیز مطرح شود.
یکی از بدترین اشتباهاتی که مدیر ساختمان میتواند مرتکب شود، استفاده شخصی از پول شارژ است.
برای مثال تصور کنید مدیر ساختمان ۲۰۰ میلیون تومان بابت شارژ و هزینههای مشترک دریافت کرده و بخشی از آن را برای هزینه شخصی خود استفاده کند و بعداً وعده دهد که پول را برمیگرداند.
صرف ادعا کافی نیست که رفتار مدیر را جرم بدانیم؛ اما چنین وضعیتی قطعاً میتواند موجب ایجاد اختلاف و مسئولیت شود و با توجه به نحوه دریافت، اختیار مدیر، قصد وی و مدارک موجود، آثار حقوقی یا کیفری متفاوتی داشته باشد.
به همین دلیل توصیه میشود مدیر:
هیچگاه وجوه ساختمان را با پول شخصی خود مخلوط نکند.
بهترین روش این است که:
حساب مالی ساختمان مشخص باشد.
همه درآمدها ثبت شود.
همه هزینهها با سند ثبت شوند.
پرداختهای مهم دارای فاکتور باشند.
گزارش مالی بهصورت منظم ارائه شود.
موجودی صندوق یا حساب ساختمان قابل بررسی باشد.
مدیر ساختمان باید بتواند درباره عملکرد مالی خود پاسخگو باشد.
یکی از اشتباهات رایج این است که مدیر در پاسخ به درخواست ساکنان بگوید:
«من خودم مدیرم و لازم نیست حسابها را به شما نشان بدهم.»
این رویکرد میتواند زمینه اختلاف شدید ایجاد کند.
مدیر، امین امور ساختمان است و آییننامه اجرایی نیز برای ثبت درآمد و هزینه و نگهداری اسناد مالی مقررات مشخصی دارد.
بنابراین بهتر است مدیر:
گزارش درآمدها را ثبت کند.
هزینهها را دستهبندی کند.
فاکتورها را نگهداری کند.
قراردادهای خدماتی را بایگانی کند.
مانده حساب را مشخص کند.
هزینههای بزرگ را بهصورت شفاف اعلام کند.
شفافیت مالی یکی از بهترین راههای جلوگیری از شکایت از مدیر ساختمان است.
یکی دیگر از موارد اختلاف، نحوه تعیین شارژ ساختمان است.
گاهی مدیر بدون توضیح، مبلغی را به عنوان شارژ اعلام میکند و وقتی مالک یا مستأجر درباره نحوه محاسبه سؤال میکند، پاسخ روشنی ارائه نمیشود.
مدیر باید مشخص کند مبلغ شارژ بر چه مبنایی تعیین شده است.
هزینههای ساختمان ممکن است شامل هزینههای ثابت، هزینههای مربوط به قسمتهای مشترک، هزینههای مصرفی و سایر هزینههای مورد تصویب مجمع باشد.
بنابراین بهتر است قبل از اعلام مبلغ شارژ:
روش محاسبه مشخص باشد.
مصوبه مجمع در صورت نیاز وجود داشته باشد.
سهم واحدها روشن باشد.
هزینههای غیرعادی توضیح داده شود.
رسید پرداخت صادر شود.
شفاف نبودن شارژ لزوماً جرم نیست، اما میتواند باعث اختلاف حقوقی و اعتراض مالک یا مستأجر شود.
مدیر ساختمان نمیتواند صرفاً به دلیل داشتن عنوان مدیر، هر هزینهای را بدون توجه به حدود اختیار خود بر ساکنان تحمیل کند.
برای مثال ممکن است مدیر تصمیم بگیرد:
وسیلهای گرانقیمت برای لابی خریداری کند.
تغییرات اساسی در ساختمان ایجاد کند.
قرارداد جدید و پرهزینهای منعقد کند.
هزینهای غیرضروری را بین واحدها تقسیم کند.
در چنین مواردی باید مشخص شود آیا هزینه در چارچوب اداره معمول ساختمان بوده یا نیازمند تصمیم مجمع عمومی بوده است.
طبق آییننامه، تصمیمات مجمع عمومی در چارچوب قانون برای شرکا الزامآور است و مدیر مسئول اجرای تصمیمات مجمع است.
پس مدیر نباید نقش «تصمیمگیرنده مطلق» ساختمان را برای خود قائل شود.
اشتباه بعدی دقیقاً برعکس مورد قبل است.
گاهی مجمع عمومی تصمیمی را به شکل قانونی تصویب کرده، اما مدیر از اجرای آن خودداری میکند.
برای مثال:
مجمع تصمیم به تعمیر آسانسور گرفته است.
مجمع تصمیم به تعویض سیستم امنیتی گرفته است.
مجمع نحوه هزینهکرد بودجه را تصویب کرده است.
مجمع مدیر را موظف به انجام اقدام مشخصی کرده است.
اما مدیر بدون دلیل موجه از اجرای مصوبه خودداری میکند.
این رفتار میتواند موجب اعتراض مالکان و حتی درخواست عزل مدیر شود و اگر از عدم اجرای وظیفه خسارتی ایجاد شده باشد، موضوع مسئولیت نیز میتواند مطرح شود.
این مورد از مهمترین مسئولیتهای قانونی مدیر ساختمان است.
طبق ماده ۱۴ قانون تملک آپارتمانها، مدیر یا مدیران مکلفاند تمام بنا را به عنوان یک واحد در مقابل آتشسوزی بیمه کنند. همچنین قانون تصریح کرده است که اگر مدیر اقدام لازم را انجام ندهد و آتشسوزی رخ دهد، مدیر یا مدیران مسئول جبران خسارت خواهند بود.
بنابراین عدم بیمه ساختمان در برابر آتشسوزی فقط یک بیاحتیاطی ساده نیست.
فرض کنید مدیر ساختمان به هر دلیل از بیمه کردن ساختمان خودداری کرده و بعد از مدتی آتشسوزی رخ دهد.
در چنین شرایطی، بسته به وضعیت پرونده و رابطه سببیت، مسئولیت مدیر میتواند جدی شود.
این یکی از مواردی است که مدیر باید حتماً آن را در اولویت قرار دهد.
مدیر مسئول حفظ و اداره ساختمان است.
بنابراین بیتوجهی طولانیمدت به قسمتهای مشترک میتواند مشکلساز شود.
برای مثال:
خرابی خطرناک آسانسور
نقص جدی سیستم برق مشاعات
خرابی تأسیسات مهم
رها کردن نشتی شدید آب
بیتوجهی به خطرات آشکار ساختمان
عدم رسیدگی به خرابیهای جدی
عدم پیگیری تعمیرات ضروری
میتواند در صورت ایجاد خسارت، زمینه مسئولیت را فراهم کند.
البته باید توجه داشت که هر خرابی ساختمان به معنی مسئولیت شخصی مدیر نیست.
برای مسئول دانستن مدیر باید شرایط موضوع، اطلاع او از خطر، امکان اقدام، وظیفه قانونی یا مصوبه، میزان کوتاهی و رابطه بین کوتاهی و خسارت بررسی شود.
آسانسور یکی از مهمترین قسمتهای ساختمان از نظر ایمنی است.
اگر مدیر از خرابی آسانسور مطلع باشد اما بدون دلیل منطقی برای تعمیر یا سرویس آن اقدام نکند و حادثهای رخ دهد، ممکن است موضوع مسئولیت جدی ایجاد کند.
مدیر بهتر است:
قرارداد سرویس معتبر داشته باشد.
سوابق سرویس را نگهداری کند.
خرابیهای اعلامشده را ثبت کند.
در صورت وجود خطر جدی، استفاده از آسانسور را متوقف کند.
تعمیرات ضروری را به تأخیر نیندازد.
ثبت اقدامات انجامشده بسیار مهم است.
اگر مدیر بتواند نشان دهد که خرابی را بهموقع پیگیری کرده، با شرکت مربوطه تماس گرفته و اقدامات لازم را انجام داده، وضعیت حقوقی او با مدیری که هیچ اقدامی نکرده متفاوت خواهد بود.
تصور کنید لولهای در قسمت مشاع ساختمان دچار نشتی شده و مدیر از موضوع اطلاع دارد.
اگر مدیر موضوع را نادیده بگیرد و نشتی ادامه پیدا کند و به یک واحد خسارت وارد شود، مالک خسارتدیده ممکن است برای جبران خسارت اقدام قانونی کند.
در این شرایط باید بررسی شود:
محل نشتی کجا بوده؟
مسئولیت تعمیر با چه کسی بوده؟
مدیر چه زمانی مطلع شده؟
آیا امکان جلوگیری از خسارت وجود داشته؟
آیا مدیر اقدام کرده است؟
آیا مالک واحد نیز در ایجاد یا تشدید خسارت نقشی داشته است؟
بنابراین مدیر نباید شکایت ساکنان از خرابیهای مهم را نادیده بگیرد.
این مورد یکی از اشتباهات خطرناک مدیران ساختمان است.
گاهی مدیر برای مجبور کردن یک واحد بدهکار به پرداخت شارژ، شخصاً اقدام به قطع خدمات واحد میکند.
در حالی که وصول شارژ باید از مسیر قانونی انجام شود و مدیر نباید تصور کند هر اقدامی برای فشار آوردن به بدهکار مجاز است.
قانون برای وصول هزینههای مشترک سازوکارهایی پیشبینی کرده است.
بنابراین اگر یک واحد شارژ پرداخت نمیکند، راهحل این نیست که مدیر شخصاً برق یا آب واحد را قطع کند یا مانع استفاده او از امکانات ضروری شود.
مدیر باید از روشهای قانونی مطالبه شارژ استفاده کند.
مدیر ساختمان اختیار ندارد صرفاً به دلیل بدهی شارژ یا اختلاف شخصی، فرد را از حق استفاده متعارف از ملک خود محروم کند.
برای مثال:
قفل کردن در ورودی اختصاصی واحد
جلوگیری فیزیکی از ورود مالک
ممانعت از ورود مستأجر
تهدید به بیرون کردن مستأجر
توقیف وسایل شخصی
جلوگیری از ورود مهمان به شکل خودسرانه
میتواند تبعات حقوقی و در بعضی شرایط کیفری داشته باشد.
مدیر ساختمان ضابط قضایی نیست.
اگر فردی بدهکار است، باید از مسیر قانونی اقدام شود.
مدیر ساختمان ممکن است به دلیل اختلاف مالی یا مشکلات ساختمانی با یکی از ساکنان وارد بحث شود.
اما مدیر بودن به هیچوجه مجوز توهین، تهدید، فحاشی یا نسبت دادن مطالب خلاف واقع به دیگران نیست.
اگر مدیر در یک اختلاف:
توهین کند،
تهدید کند،
مطالب خلاف واقع را با قصد تخریب حیثیت شخص منتشر کند،
یا رفتار مجرمانه دیگری انجام دهد،
ممکن است موضوع از اختلاف مدیریتی خارج شده و حسب مورد، قابلیت پیگیری کیفری پیدا کند.
به همین دلیل مدیر باید حتی در شدیدترین اختلافات نیز از ادبیات حرفهای استفاده کند.
یکی از روشهای رایج در ساختمانها این است که مدیر لیست بدهکاران را در آسانسور یا گروه ساختمان منتشر میکند.
اصل اطلاعرسانی درباره بدهیها با رعایت قانون و حدود ضرورت، با انتشار اطلاعات به شکل توهینآمیز یا تحقیرکننده یکسان نیست.
برای مثال تفاوت زیادی وجود دارد بین:
«واحدهای دارای بدهی شارژ لطفاً نسبت به تسویه حساب اقدام کنند.»
و:
«فلان شخص بیمسئولیت و بدهکار است و پول ساختمان را نمیدهد.»
مدیر باید از درج مطالب توهینآمیز، تحقیرکننده یا اطلاعات غیرضروری خودداری کند.
همچنین در انتشار اطلاعات مالی باید اصل حداقل اطلاعات لازم و حفظ حریم خصوصی رعایت شود.
مدیر ساختمان معمولاً به اطلاعاتی مانند:
شماره تلفن
اطلاعات مالک
اطلاعات مستأجر
اطلاعات پرداخت
میزان بدهی
اطلاعات تماس
اطلاعات مربوط به قراردادهای خدماتی
دسترسی دارد.
این اطلاعات نباید بدون دلیل و خارج از حدود وظایف مدیریتی در اختیار افراد مختلف قرار گیرد.
برای مثال، قرار دادن اطلاعات خصوصی ساکنان در یک گروه عمومی یا ارسال اطلاعات شخصی یک مالک برای افراد نامرتبط میتواند زمینه اختلاف و مسئولیت ایجاد کند.
مدیر باید اصل محرمانگی اطلاعات را جدی بگیرد.
مدیر ساختمان حق ندارد صرفاً به دلیل مدیر بودن وارد واحد خصوصی مالک یا مستأجر شود.
حتی اگر مدیر برای بررسی یک موضوع ساختمانی نیاز به ورود داشته باشد، باید شرایط قانونی و ضرورت موضوع را در نظر بگیرد.
برای مثال در صورت نشتی آب از یک واحد، روش صحیح این نیست که مدیر با چند نفر دیگر بدون اجازه وارد خانه شود.
باید تا حد امکان:
با ساکن هماهنگ شود.
ضرورت ورود توضیح داده شود.
در شرایط اضطراری اقدامات متناسب انجام شود.
موضوع مستندسازی شود.
حریم خصوصی واحد مسکونی بسیار مهم است.
یکی از اشتباهات رایج مدیران این است که تصور میکنند باید درباره رابطه مالک و مستأجر تصمیمگیری کنند.
برای مثال:
«چون شارژ را مستأجر نداده، من قرارداد اجاره را قبول ندارم.»
یا:
«من به این مستأجر اجازه نمیدهم در ساختمان زندگی کند.»
مدیر ساختمان اصولاً جای موجر، مستأجر یا دادگاه را نمیگیرد.
مسائل مربوط به:
اجارهبها
تخلیه
تمدید قرارداد
ودیعه
اختلافات قراردادی
اصولاً موضوع رابطه مالک و مستأجر است؛ مگر اینکه موضوع مستقیماً به مقررات ساختمان و حقوق مشترک ساکنان مربوط شود.
مدیر باید در استفاده از قسمتهای مشترک، مقررات قانون و مصوبات معتبر ساختمان را رعایت کند.
برای مثال مدیر نباید صرفاً بر اساس سلیقه شخصی تصمیم بگیرد:
چه کسی از حیاط استفاده کند.
چه کسی از پارکینگ مشاع استفاده کند.
چه کسی از سالن یا فضای مشترک استفاده کند.
چه کسی حق استفاده از امکانات ساختمان را داشته باشد.
البته ممکن است ساختمان طبق قانون و مصوبات مجمع، مقررات مشخصی برای استفاده از مشاعات داشته باشد.
تفاوت مهم این است:
قانون و مصوبه معتبر ≠ سلیقه شخصی مدیر
مدیر باید در اداره ساختمان رویکردی منصفانه داشته باشد.
برای مثال اینکه مدیر:
با بعضی واحدها برخورد سختگیرانه و با بعضی واحدها بسیار سهلگیرانه داشته باشد،
هزینهای را فقط از برخی واحدها مطالبه کند بدون مبنای قانونی،
اطلاعات را به بعضی مالکان بدهد و از بعضی مخفی کند،
قوانین ساختمان را فقط برای افراد خاص اجرا کند،
میتواند موجب اختلاف و اعتراض شود.
البته صرف «تبعیض» همیشه به معنی وقوع جرم نیست؛ اما اگر تبعیض همراه با نقض حقوق قانونی افراد یا ورود خسارت باشد، میتواند موضوع پیگیری قرار گیرد.
فرض کنید مدیر ساختمان خودش شرکت خدماتی دارد و بدون اطلاع مجمع، قرارداد خدمات ساختمان را با شرکت خودش منعقد میکند.
یا یکی از نزدیکان او پیمانکار ساختمان است و مدیر بدون شفافیت قرارداد را به او میدهد.
این موضوع لزوماً در همه شرایط جرم نیست، اما از نظر شفافیت، تعارض منافع و مسئولیت مدیر بسیار مهم است.
مدیر باید در قراردادهای مهم:
قیمتها را مقایسه کند.
پیشنهادهای مختلف را بررسی کند.
موضوع را در صورت نیاز به مجمع ارائه دهد.
ارتباط شخصی یا مالی خود با پیمانکار را پنهان نکند.
قرارداد و فاکتورها را نگهداری کند.
اگر مدیر برای انتخاب یک پیمانکار یا انجام یک معامله برای ساختمان، منفعت شخصی دریافت کند، موضوع میتواند بسیار جدی شود.
مثلاً پیمانکار به مدیر وعده دهد:
«اگر قرارداد را با من ببندی، ۱۰ درصد مبلغ قرارداد را به تو میدهم.»
در چنین شرایطی موضوع دیگر صرفاً یک اختلاف مدیریتی ساده نیست و بسته به جزئیات و ادله، میتواند نیازمند بررسی حقوقی و کیفری باشد.
بهترین روش برای مدیر این است که هیچ منفعت شخصی از قراردادهای ساختمان دریافت نکند.
یکی از خطرناکترین اشتباهات مدیر ساختمان، دستکاری صورتجلسه است.
برای مثال:
تغییر رأی افراد
اضافه کردن تصمیمی که در جلسه گرفته نشده
حذف مخالفت یک مالک
امضای صورتجلسه به جای شخص دیگر
تغییر متن بعد از امضا بدون اطلاع افراد
چنین اقداماتی در صورت تحقق عناصر قانونی، میتواند موضوع بسیار جدی باشد و صرفاً «اشتباه اداری» تلقی نشود.
به همین دلیل صورتجلسات باید:
دقیق نوشته شوند.
تاریخ داشته باشند.
موضوعات جلسه مشخص باشد.
تصمیمات روشن باشند.
افراد حاضر مشخص باشند.
امضاها واقعی و معتبر باشند.
نسخهای از صورتجلسه نگهداری شود.
طبق آییننامه، تصمیمات مجمع عمومی باید در صورتجلسه نوشته و توسط مدیر یا مدیران نگهداری شود و تصمیمات مجمع باید به شرکای غایب نیز اطلاع داده شود.
فرض کنید یک مالک شارژ خود را پرداخت کرده، اما مدیر ادعا میکند که پرداخت نشده است و سپس رسید دیگری صادر میکند.
یا مدیر برای یک پرداخت، رسید غیرواقعی صادر کند.
هرگونه جعل یا استفاده از اسناد مجعول، در صورت احراز شرایط قانونی، میتواند تبعات کیفری داشته باشد.
به همین دلیل استفاده از:
رسید الکترونیکی
شماره پیگیری
درگاه پرداخت
حساب بانکی مشخص
ثبت خودکار تراکنشها
میتواند احتمال اختلاف را بسیار کاهش دهد.
اسناد ساختمان اهمیت زیادی دارند.
از جمله:
صورتجلسات مجامع
فاکتورها
قراردادها
بیمهنامه
گزارشهای مالی
رسیدها
سوابق تعمیرات
مدارک مربوط به پیمانکاران
مدیر باید این اسناد را منظم نگهداری کند.
اگر اسناد صرفاً بر اثر بینظمی گم شوند، ممکن است مسئولیت مدیریتی ایجاد شود؛ اما اگر فردی عمداً سندی را برای پنهان کردن تخلف از بین ببرد یا دستکاری کند، موضوع میتواند بسیار جدیتر باشد.
طبق ماده ۲۱ آییننامه اجرایی، مدیر یا مدیران مکلفاند میزان هزینههای مستمر و مخارج مربوط به هر شریک و نحوه پرداخت آن را به او اعلام کنند.
بنابراین اعلام هزینهها باید تا حد امکان روشن باشد.
برای مثال بهتر است مدیر صرفاً ننویسد:
«شارژ این ماه: ۳ میلیون تومان»
بلکه مشخص باشد:
شارژ پایه
هزینه نظافت
هزینه آسانسور
تعمیرات
آب و برق مشاعات
سایر هزینهها
در صورت امکان بهصورت تفکیکشده اعلام شود.
این شفافیت باعث کاهش اختلاف و افزایش اعتماد ساکنان میشود.
مالک حق دارد نسبت به نحوه اداره ملک مشاع خود حساس باشد.
مدیر نباید اطلاعات ساختمان را به شکل سلیقهای پنهان کند.
برای مثال اگر مالک درباره:
هزینه تعمیر آسانسور
قرارداد نگهبانی
هزینه بیمه
هزینه تعمیرات
وضعیت حساب ساختمان
سؤال دارد، مدیر بهتر است پاسخ مستند و شفاف ارائه کند.
پنهانکاری مالی یکی از عواملی است که معمولاً اختلاف را شدیدتر میکند.
مجمع عمومی محل تصمیمگیری مالکان درباره امور مهم ساختمان است.
مدیر نباید:
جلسه را بدون رعایت تشریفات لازم برگزار کند.
صورتجلسه را ناقص بنویسد.
رأیها را دستکاری کند.
تصمیمی را به افراد حاضر نسبت دهد که گرفته نشده است.
تصمیمات را بهدرستی ثبت نکند.
هرچه تعداد مالکان و پیچیدگی ساختمان بیشتر باشد، اهمیت مستندسازی جلسات بیشتر میشود.
گاهی خود مجمع عمومی نیز ممکن است تصمیمی بگیرد که با قانون یا حقوق اشخاص تعارض داشته باشد.
مدیر نباید تصور کند:
«هر چیزی که مجمع گفت، من باید انجام دهم.»
مدیر باید حدود قانونی تصمیم را بررسی کند و در موارد مهم، از مشاوره حقوقی استفاده کند.
زیرا اجرای یک تصمیم غیرقانونی ممکن است برای مدیر نیز تبعات ایجاد کند.
یکی از بدترین رفتارها این است که مدیر اختلاف شخصی خود با یک ساکن را وارد مدیریت ساختمان کند.
برای مثال:
«چون با این همسایه مشکل دارم، از این به بعد به او خدمات نمیدهم.»
یا:
«چون از او خوشم نمیآید، قوانین را فقط برای واحد او سختگیرانه اجرا میکنم.»
مدیریت ساختمان باید از روابط شخصی جدا باشد.
بله، اما نوع حق و موضوع شکایت اهمیت دارد.
مستأجر نیز به عنوان ساکن ساختمان میتواند در مواردی که حقوق قانونی یا شخصی او مستقیماً نقض شده، اقدام قانونی انجام دهد.
برای مثال اگر مدیر:
او را تهدید کند،
به او توهین کند،
وارد حریم خصوصی او شود،
به اموال او خسارت وارد کند،
به شکل غیرقانونی مانع ورود او شود،
یا مرتکب رفتار مجرمانه دیگری علیه او شود،
مستأجر نیز میتواند حسب مورد موضوع را پیگیری کند.
اما در اختلافات مربوط به مالکیت یا برخی حقوق مربوط به تصمیمات مجمع، ممکن است سمت مالک اهمیت بیشتری داشته باشد.
بنابراین مستأجر و مالک دقیقاً در همه موضوعات موقعیت حقوقی یکسانی ندارند.
در بسیاری از موارد، عزل مدیر از مسیر مجمع عمومی مالکان انجام میشود.
طبق آییننامه اجرایی، مدت مأموریت مدیران و نحوه انتخاب و جایگزینی آنها در مقررات مربوط به مدیریت ساختمان پیشبینی شده است.
بنابراین اگر مدیر:
به وظایف خود عمل نمیکند،
گزارش مالی نمیدهد،
با ساکنان رفتار نامناسب دارد،
مصوبات مجمع را اجرا نمیکند،
در امور مالی ابهام ایجاد کرده است،
یا صلاحیت ادامه مدیریت را از دست داده است،
ممکن است موضوع عزل و انتخاب مدیر جدید در مجمع مطرح شود.
نکته مهم این است که عزل مدیر با شکایت کیفری یکی نیست.
ممکن است یک مدیر به دلیل عملکرد ضعیف عزل شود، اما هیچ جرمی مرتکب نشده باشد.
برعکس، اگر مدیر مرتکب جرم شود، عزل او مانع پیگیری کیفری نخواهد بود.
این تفاوت برای ساکنان بسیار مهم است.
معمولاً زمانی مطرح میشود که شخص میخواهد:
خسارت دریافت کند،
وجهی را مطالبه کند،
انجام تعهدی را بخواهد،
یا حقی را اثبات کند.
برای مثال:
«مدیر در انجام وظیفه خود کوتاهی کرده و به دلیل آن خسارتی به من وارد شده است.»
این موضوع ممکن است نیازمند طرح دعوای حقوقی و اثبات مسئولیت و خسارت باشد.
زمانی مطرح میشود که رفتار مدیر واجد عناصر یک جرم باشد.
مثلاً بسته به شرایط پرونده:
تهدید
توهین
تخریب
جعل
استفاده از سند مجعول
یا جرایم مالی مشخص
ممکن است جنبه کیفری پیدا کند.
بنابراین نباید هر اختلاف ساختمانی را با عنوان «شکایت کیفری» مطرح کرد.
خیر.
این یکی از مهمترین نکات مقاله است.
مدیر ساختمان مسئول مطلق همه اتفاقات ساختمان نیست.
مثلاً اگر آسانسور به دلیل نقصی که هیچکس از آن اطلاع نداشته دچار حادثه شود، صرف مدیر بودن بهتنهایی به معنی مسئولیت قطعی او نیست.
اما اگر مشخص شود:
مدیر از نقص اطلاع داشته،
خطر جدی بوده،
امکان اقدام وجود داشته،
مدیر هیچ اقدامی نکرده،
و این کوتاهی با خسارت رابطه داشته است،
موضوع متفاوت خواهد بود.
بنابراین در مسئولیت مدیر معمولاً باید به چند سؤال پاسخ داد:
آیا مدیر وظیفهای داشته است؟
آیا از مشکل اطلاع داشته است؟
آیا امکان جلوگیری از حادثه وجود داشته است؟
آیا اقدامی انجام داده است؟
آیا بین کوتاهی مدیر و خسارت رابطه وجود دارد؟
پاسخ این سؤالات در ارزیابی مسئولیت بسیار مهم است.
یکی از بزرگترین اشتباهات ساکنان این است که فقط شفاهی اعتراض میکنند.
اگر واقعاً مشکلی وجود دارد، مستندسازی اهمیت زیادی دارد.
مدارک مفید میتواند شامل موارد زیر باشد:
پیامهای مدیر
رسید پرداخت
فاکتورها
صورتجلسه مجمع
عکس و فیلم
قراردادهای ساختمان
بیمهنامه
گزارش تعمیرات
مکاتبات
پیامهای گروه ساختمان
شهادت افراد مطلع
گزارش کارشناسی در موارد لازم
اسناد بانکی
برای مثال اگر مدیر ادعا کند:
«آسانسور سالم بوده است.»
و شما مدرکی داشته باشید که سه هفته قبل خرابی آسانسور را به مدیر اعلام کردهاید، وضعیت پرونده کاملاً متفاوت خواهد بود.
مدیریت حرفهای قبل از اینکه به فکر دفاع در دادگاه باشد، باید به فکر پیشگیری از اختلاف باشد.
چند اصل ساده میتواند بسیاری از مشکلات را کاهش دهد:
تصمیمات شفاهی را تا حد امکان به تصمیم مکتوب تبدیل کنید.
هر درآمد و هزینه باید قابل پیگیری باشد.
هر پرداخت باید قابل اثبات باشد.
صورتجلسات، فاکتورها، قراردادها و بیمهنامهها را نگهداری کنید.
امور مالی ساختمان را از امور شخصی جدا نگه دارید.
اگر تصمیمی قانونی و معتبر تصویب شده، مدیر باید آن را در چارچوب وظایف خود اجرا کند.
مدیر نباید برای همه مسائل مهم به تنهایی تصمیم بگیرد.
حتی اگر یک مالک یا مستأجر بدهکار است، توهین و تهدید راهحل قانونی نیست.
اطلاعات ساکنان فقط در حد نیاز مدیریتی استفاده شود.
بهخصوص:
آسانسور
برق
گاز
آتشنشانی
نشتی آب
سازه
موتورخانه
بخش قابل توجهی از اختلافات ساختمانها نه به دلیل سوءنیت، بلکه به دلیل نبود شفافیت و ثبت دقیق اطلاعات اتفاق میافتد.
وقتی مدیر ساختمان هزینهای را در دفتر دستی ثبت میکند، ممکن است بعد از چند ماه پیدا کردن یک فاکتور یا اثبات یک پرداخت دشوار باشد.
اما استفاده از یک سامانه مدیریت ساختمان میتواند فرآیندها را منظمتر کند.
در سامانه آپارتمان ماها، هدف فقط محاسبه شارژ نیست؛ بلکه ایجاد یک بستر ارتباطی و مدیریتی میان مدیر، مالک و مستأجر است.
ثبت اطلاعات، اطلاعرسانی، مدیریت پرداختها، گزارشهای مالی، ارتباط با ساکنان و نگهداری اسناد میتواند به کاهش اختلافات و افزایش شفافیت کمک کند.
برای مثال وقتی پرداخت شارژ به شکل الکترونیکی ثبت شود، احتمال اختلاف درباره اینکه:
«چه کسی پرداخت کرده؟»
یا:
«چه مبلغی پرداخت شده؟»
کاهش پیدا میکند.
همچنین ثبت اطلاعیهها و ارتباطات ساختمان میتواند به جای اتکا به پیامهای پراکنده در شبکههای اجتماعی، یک مسیر مشخص برای ارتباط مدیر و ساکنان ایجاد کند.
این موضوع بهخصوص در مجتمعهای بزرگ اهمیت بیشتری دارد.
اگر مدیر ساختمان هستید، این چکلیست را همیشه در نظر داشته باشید:
☐ همه درآمدها ثبت شوند.
☐ همه هزینهها سند داشته باشند.
☐ فاکتورها نگهداری شوند.
☐ پول ساختمان با پول شخصی مخلوط نشود.
☐ گزارش مالی دورهای ارائه شود.
☐ پرداختهای الکترونیکی قابل پیگیری باشند.
☐ مصوبات مجمع ثبت شوند.
☐ صورتجلسات نگهداری شوند.
☐ تصمیمات مهم بدون مجوز لازم اتخاذ نشوند.
☐ قراردادها بایگانی شوند.
☐ بیمه ساختمان بهموقع تمدید شود.
☐ آسانسور سرویس شود.
☐ خرابیهای خطرناک سریعاً پیگیری شوند.
☐ تجهیزات ایمنی بررسی شوند.
☐ بیمه آتشسوزی ساختمان برقرار باشد.
☐ اطلاعیهها شفاف باشند.
☐ با مالک و مستأجر محترمانه رفتار شود.
☐ از توهین و تهدید پرهیز شود.
☐ اطلاعات خصوصی ساکنان منتشر نشود.
☐ بدهیها با روش قانونی پیگیری شوند.
مدیر ساختمان به دلیل یک اشتباه ساده یا تصمیم نامناسب، لزوماً مجرم نیست.
اما اگر مدیر از حدود وظایف خود خارج شود، وظایف قانونی خود را انجام ندهد و در نتیجه آن خسارتی ایجاد شود، ممکن است مسئولیت مدنی یا مدیریتی برای او ایجاد شود.
در موارد جدیتر، اگر رفتار مدیر دارای عناصر یک جرم باشد، امکان شکایت کیفری نیز ممکن است مطرح شود.
مهمترین رفتارهایی که باید مدیر از آنها اجتناب کند عبارتاند از:
استفاده شخصی از پول ساختمان
عدم ارائه گزارش مالی
پنهان کردن هزینهها
جعل یا دستکاری اسناد و صورتجلسات
عدم اجرای مصوبات معتبر مجمع
تصمیمگیری خارج از حدود اختیار
بیمه نکردن ساختمان در برابر آتشسوزی
بیتوجهی به خطرات جدی ساختمان
قطع خودسرانه خدمات واحد بدهکار
جلوگیری غیرقانونی از ورود مالک یا مستأجر
ورود غیرمجاز به حریم خصوصی افراد
توهین یا تهدید ساکنان
انتشار تحقیرآمیز اطلاعات بدهکاران
افشای اطلاعات خصوصی ساکنان
سوءاستفاده مالی از قراردادهای ساختمان
جعل رسید یا اسناد مالی
از بین بردن عمدی اسناد
تبعیض و اعمال سلیقه شخصی در اداره ساختمان
در نهایت باید به یک اصل مهم توجه کرد:
مدیر ساختمان مالک ساختمان نیست؛ بلکه مسئول اداره آن در چارچوب قانون و تصمیمات معتبر مجمع عمومی است.
هرچه مدیریت ساختمان شفافتر، مستندتر و منظمتر باشد، احتمال ایجاد اختلاف بین مدیر، مالک و مستأجر نیز کمتر خواهد شد.
مدیریت حرفهای یعنی شفافیت مالی، ثبت تصمیمات، اجرای قانون، پاسخگویی و ارتباط درست با ساکنان.
به همین دلیل استفاده از ابزارهای دیجیتال مدیریت ساختمان میتواند علاوه بر کاهش کارهای اداری مدیر، به ثبت بهتر اطلاعات، شفافیت مالی و کاهش سوءتفاهم میان ساکنان کمک کند.
پشتیبانی آپارتمان ماها